Form Or Content?

One of the controversial topics discussed in almost every field is the challenge between form and content. One of the examples I’ve encountered related to second language identity, was in the movie “The Terminal”. In this movie, Tom Hanks stars as Viktor Navorski, a Krakozhian (one of the imaginary Soviet Union nationalities) traveller who is … [Read more…]

Project France Diaries #2

Well, my BA university said that I have to pay about $100 for the number of the months I lack working experience. No problem. I guess I’m lucky enough not to pay 3 grands with no insurance background. July 16th is close. And I’ll take TCF (Test de Connaîsance du Français) exam. If only I … [Read more…]

Project France Diaries #1

Well, I’m trying to go to France. So, I’d like to write a diary about it in my blog, so that after I achieve it, I can look back and see what I’ve done. I’ve already done a few things, like learning French. So, on July 16th, I’ll take TCF exam (Test de Connaissance du … [Read more…]

ارتباط برقرار شد

خیلی وقت بود که چیزی ننوشته بودم. نمی دانم چرا. ولی حس می کردم که با درونم نمی توانم ارتباط برقرار کنم. در این مدت خیلی اتفاق ها افتاد. اتفاق های ظاهرا خوب، اتفاق های ظاهرا بد. من اسم آنها را می گذارم «اتفاق». آدم های مختلفی جاده ام را قطع کردند. با بعضی ها … [Read more…]

آرام نگیرم هرگز

همیشه یه جاده پیش رومه که نمی دونم آخرش کجاس. ولی خوب یه چیزی بهم امید میده که برم جلو. اونم جاده هاییه که جاده منو قطع می کنند. اون جاده ها هم مال مسافرای دیگس. هر کی واسه خودش یه جاده داره. بعضی وقتا از جاده یکی خوشم میاد و توی تقاطع توقف می … [Read more…]

You’re never left behind

“The one who falls behind, is left behind.” It’s one of the pirates’ rules. But there are always guidelines to add to a human’s rule book. Sometimes you fall behind and you wonder if you are going to be left behind, too. But the divine guidelines will always come back to help you out of … [Read more…]

قلمرو من کجاست؟

محله، خیابان، شهر، کشور، زمین… هر کسی برای خود قلمروی انتخاب می کند. هر کسی می خواهد در محدوده قلمرو خود حکومت کند. شاید یکی از انگیزه های فضانوردان تسخیر قلمرو موجودات دیگر باشد. یکی از دوستانم به من گفت: «چه دنیای کوچکی است. می توان دور آن را با دوچرخه رکاب زد.» با خود … [Read more…]

Le Plus Grand Rêve

“Tu sais comment ça se passe… Tu sais ce qu’on doit faire quand on rencontre une sirène? On va au fond de la mer où l’eau n’est même plus bleue et où le ciel n’est plus qu’un souvenir et on flotte là, en silence. Et on reste là et on décide qu’on va mourir pour … [Read more…]

آدولف بی شرف (Inglorious Adolf)

همیشه دوست داشتم بدانم که چرا کسی هیتلر را نکشت تا دنیا از دست او راحت شود. بعضی ها می گویند که کسی جرأت آن را نداشت. اما آیا مجنونی پیدا نشد که ترس نتواند بر او غلبه کند؟ لابد در آن زمان حکیمی وجود داشته که با خود چنین اندیشیده است: “هیتلر نیز بگذرد، … [Read more…]